ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 197
تاريخ رشيدى ( فارسي )
او و اربابش سعيدخان ، افراد مذكور از هر جهت بر حاميان خود كنترل بىاندازه داشتهاند . حتى جباران بربرى مانند ابا بكر كاشغرى و خونآشامترين رؤساى اوزبك ، ظاهرا با حرمتى موهوم به آنها افتخار مىكرده و هدايت آنان را مىپذيرفتهاند . ظاهرا تحت تعليمات گوناگون و تظاهر به تعصب مذهبى اين گروه بود كه تمام اعمال بد پادشاهان مقتدر انجام مىگرفت - لشكركشىهاى غارتگرانهاى كه نام جهاد بر آن مىنهادند ، كشتارهايى كه ترس يا انتقام محرك واقعى آن بود ، و فروش دستهجمعى بردگان به عنوان اقدامى مستحسن براى تبديل كفر ، همه با تصويب مجتهدوار اينان به عمل مىآمد . آسياى مركزى تحت چنين شرايطى بايستى براى مسافران اروپايى ، چه مبلغان و چه بازرگانان غيرقابل نفوذ بوده باشد ، در عين حال شايد بتوان تصور كرد كه هر يك از پادشاهان اروپايى ميل داشتهاند همچنانكه سفرايى را به نزد خاقانهاى منقول و تيمور فرستاده بودند ، نمايندگانى را نيز به نزد فرمانروايايى مانند شيبانى خان و ميرزا ابا بكر گسيل نمايند . حتى پس از نابودى اين اشخاص ، اوزبكان ، قزاقهاى اوزبك ، و قرغيزها ، تحت فرمان رؤسايى عمل مىكردند كه اسامى آنها در تاريخ شناخته نشده ( جز آنكه سرشار از خشونت و طغيان بودهاند ) و پيوسته با يكديگر يا همسايگانشان در جنگ به سر مىبردهاند . آنها تمام سرزمينهاى شمال سيحون و تيانشان را در وضعيتى آشفته نگاه داشته و دائما از مراوده با تمام بيگانگان جلوگيرى مىكردند ؛ در عين حال موجبات تضمين حكومتهاى - موجود - از قبيل خراسان ، ماوراء النهر و آلتى شهر را نيز فراهم آورده ، و به بريدن آنها از غرب كمك مىنمودند . در ايام نوادگان و نخستين جانشينان چنگيزخان ، فرستادگانى مانند پلانوكارپينى و روبروك را مىبينيم كه با اطمينان از آسيا گذشته و از اورال به مرزهاى شمالى منقولستان مىروند و در آنجا به اروپائيان برمىخورند كه در خدمت خاقانها بودهاند ؛ پولوها توانسته بودند با عقب و جلو رفتنها از طريق مديترانه و خليج فارس خود را به چين برسانند و كالاهايشان را به سلامت حمل